تبليغاتX
راهه های باریک عمر - برایه هدیه ی خوبم....

سلام

این پست قراربود یک ماه پیش درچنین روزی صادر بشه...اینکه چرا نشد و... روبذارید به حساب اینکه میخواستم سورپرایزکنم...بااین مطلب شروع میکنم که ادمها دلیل های مختلفی برایه شاد شدن وشاد موندن دارند...گاهی این بهانه ها کمرنگ میشه...چه خوبه که من وتو با یه مدادشادی های دیگران روپررنگ کنیم که یه روز هم اونی که رنگ به شادی ما میپاشه برامون بهترین ها روبخواهد...

راستش توچندتا وب وقتی دیدم تبریک تولد دوستان روگفته بودی براشون آرزوکرده بودی که کاش روزتولدتون رودرک کنید...نه مثل من..کلی دلم غصه گرفت وقتی اینها رومیخوندم ...تااینکه تصمیم گرفتم من برات یه تولد بگیرم..آره مال تو دیگه..مال تو آبجی گلم...هدیه ی عزیزم...واسه تو که خیلی وقتها که من انرژیم ته کشیده بود،اومدی وعین یه نی نی کوچولو قلقلکم کردی وکلی منو خندوندی...میدونی..خیلی وقتها حسرت میخورم .. به خاطرخیلی چیزها..ولی خوب بودن تو تموم این حسرت منو پرکرده...یادمه یه بار بهت گفتم هدیه ی خوب خدا...واقعا هم بهترین هدیه ی خدابودی مال من..تنهاکسی که دوست دارم بلند بلند لی لی صدام کنه..تنهاکسی که صداش کلی سرذوقم میاره...تنهاکسی که ...آبجی گلم...میخواهم ازاون حرفها بزنم...بگم مخلصیم...بگم روح منی هدیه..بت شکنی هدیه..آخ..پاتو آروم تر بذار..آجی لی لی له شد زیرپات...ولی نمیگم...چون توهمش غصه میخوری میگی من ازاینها بلدنیستم ومن نمیخواهم آجی گلم حتی یه دونه غصه تو دلش باشه..

حالا امروز لی لی میخواهد برات تولد بگیره....تولد یه ماهگی...میدونی آجی تاریخ تولد یه نماده،یه نماد یه به یادت باشن..که یادشون باشی...تو۳۶۵روزسال هرروزش میتونه تولدت بشه...میتونی هرروزی که دلت خواست برایه خودت تولد بگیری...بگی ..بخندی..شاد باشی...

حالا...۱...۲...۳...بچه ها همگی دعوتین به تولد یه ماهگی هدیه کوچولو...همه میتونن بیان...تازه...مهمونی مختلطه...

                                             

 

                

هدیه خانوم همش یه ماهشه...شاید وقتی بزرگ  شد یادش بره که برایه یه ماهگیش تولد گرفتیم ..ولی ازش عکس میگیرم که یادش نره...که وقتی بزرگ شد نشون نی نی هاش بده...

ااااااااااا زشته...نگاهش نکنید ببرم لباس بپوشه...

آهان...حالا شد...حالا همه میتونن بیان لپش روبکشن...ماچش کنن...بوسش کنن...فقط آروم...دردش نیاد آجی هدیه ی من...زودباشین...من تولد الکی نگرفتم ها...بیایید وسط برقصید براش...

اول از همه پدرخوانده..زودباش...پاشو...محمدامین تو هم بلند شو...نجمه...سپیده..راحیل...صبا...حنانه..همه تون بلند شید...نی نی کوچولو...وای...چه قشنگ میرقصید..حسین دماغت روبکش بالا...مهدی...خیلی زشته...فقط داری میخوری...پاشو ببینم ...پاشو یه تکونی به خودت بده...پس فردا تولد خودتم میشه..وایسا...سم..ایول..ناقلانگفته بودی اینقدر قشنگ بلدی محلی برقصی...وااااااااااااااااااااااااااااااااای .. راحیل دستشویی داری؟؟...بچه ها وایسین من این نی نی شکمو روببرم دستشویی...شماها برقصین...ماشالله...

خب...

نی نی ها..همه بشینن...امروزمهمونهای ویژه داریم..زیاد...۱...۲...۳....من نمیگم...خودتون ببینیدشون..

کلاه قرمزی وپسر خاله...

به به .... همه به افتخارشون دست بزنید...خب...هدیه جونم...من گربه هاتم اوردم...

خب ... حالا میرسه نوبت کادو...کادوهاتون روبردارید بیارید ببینم......آفرین...چه کادوی خوشگلی اورده راحیل...آخی..مممنون محمدامین...مرسی احمدرضا...وااااااااای چقدر کادوت خوشگله حنانه...آفرین اوس مهدی............حسین.......خیلی بدی...کادوت کوپس...!!.......آهان...تو براش کیک خریدی...آفرین...آفرین نی نی خوب......خب حالا بیایین همگی باهم کیک روببریم وبخوریم وبرایه یه ماهگی اجی ناز من دست بزنیم وشعربخونیم...

خب..حالا که کادوهاتون رودادید وکیک روهم خوردید ...نخود نخود هرکه رود خانه ی خود...زودباشید...کیش کیش...نی نی خسته شده ....میخواهد لالا کنه...مهدی...بسه اینقدر نخور...شب دل دردمیگیری...اینم عکس نی نی بعداینکه تولدش تموم شد...خسته نباشی هدیه ناز آجی...

پی نوشت۱:آجی هدیه  ببخشید...ازاین بهتر نتونستم برات تولد بگیرم..دوستت دارم...قدرتموم برگهای راه خونه تا دانشگاه...

پی نوشت۲:مطلب یکی مانده به  آخر وبلاگ امیرشصتی روبخونید...خیلی برام جالب بود...ازاین به بعد هم کلی وبلاگش میرید...دامادی گفتن...خاندان وزینی گفتن..شوهر خواهربزرگ الدوله ایی گفتن...یادتون نره ها...!!  کباب میکنم هر کی نره...!!

 

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 23:53 | لینک  |