تبليغاتX
راهه های باریک عمر ××تعطیل شد××

این روزها یه کم درگیر امتحاناتمم...شبا یکی دو ساعت بیشتر نمیخوابم و کلی هم کار دارم .... وتمام امیدم اینه که هفته ی بعد...امروز....تهرانم !!

ولی با تمام درگیری ها یه چیزی رو یادم نرفته واونم تولد امیر و صدیقه ی عزیزمه

امیر آقا وصدیقه ی گلم...با کمال افتخار تبریکات صمیمانه ی من رو پذیرا باشید...ایشالله که به زودی تولد نی نی هاتون رو جشن بگیریم   

بیست وشیش وسی ام دی ماه برای من همیشه به یاد خواهد موند...

هدیه هم به چشم....ایشالله در اولین دیدار از شرمندگی تون درمیام

وادامه ی مطلب تقدیم به شما


ادامه مطلب
نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 19:27 | لینک  | 

. فرقی نمی کند فدراسیون روسیه بخواهد گرجستان را ببلعد یا اسراییل، غزه را. حتی مهم نیست سلاخ سیاه باشد یا سفید. آتش روی سر هر کسی که بریزی خونش سرخ است. فقط فرق می کند رنگ خون بچه ای که هنوز از زندگی چیزی نمی داند با تروریست چفیه پوشی که فقط از مرگ دم می زند.

2. کم اند آدم هایی که جلوتر از نوک دماغشان را می بینند. این روزها شرمنده ترم از بودن در جایی که هستم. آدم های دنیا سرهایشان را بالا می گیرند برای دفاع از خون؛ و من اینجا باید حساب پس بدهم که خدا می داند دست چه کسی از آستینم درآمده اگر از صلح بگویم.

3. آدم، آدم است. خونش را که بریزی بشریت را کشته ای. قاتل به هر لباسی قاتل است و مقتول به هر لباسی... دیگر نیست. خسته ام از آسمان های تکراری که بوی باروت می دهد.

۱)به دعوت انسان ریخت عزیز بود...و دوعوتی از من برای همه

۲)دیروز اولین نم نمک برف اصفهان زد...کوتاه بود ومن از فیزیوتراپی میامدم...تا سر امادگاه رو پیاده رفتم ...برگشتنی توی برفها یه بستنی قیفی هم خریدم ...خیلی چسبید

۳)من نمیدونم چرا هی دستم رو میسوزونم و چرا هی لیوان بچه ها رو میشکنم...!

۴)وقتی تو یادت میره منو...نخواه که منم به یاد بیارم تورو .... وقتی تو .... ومن ....

۵)از نظر شما دوستهای همیشه در صحنه ام درپست قبل بسیار ممنونم....حس میکنم اگر دیگه جواب اون غریبه ی اشنا رو ندم بهتره !!

 

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 19:4 | لینک  | 

این روزها وقتی غیرتت میشود یک کیلو سبیل و چند صد گرم مردانگی ,بعید نمیدانستم که بیایی وبه عکسی به خنده داری حرفهایت گیر بدهی !!
منتقد به اصطلاح غریبه !!
نگاهی به آرشیوم بیانداز !!
شانزده ماه است مینوسم !!
تو که نادیده اینجا آمده ایی وهمین حرفت برای من بسی خنده داراست !!
یادت نرود !!
من لیلا وزینی هستم !!
نه بیدم ونه ازجنس باد !!
از جنس تو زیاد دیدم !!
پس ثانیه ایی توهم نزن که توانستی مرا حتی چند ثانیه دلگیر کنی !!
سروکله زدن با شما دیوانگان را از برم !!
ونقدهای پوچ وخالی تان را !!
من نه ادعایی از حسین دارم ، نه بیرقی از یزید ! من اینجا مالک راهه های باریک عمر هستم وهر چیز را که دوست داشته باشم مینوسم ! وهر عکسی را که بپسندم در وبم قرار میدهم !!
اگر تو با این عکس !!!!! تحریک شده ایی واینقدر ضعیف النفسی به من هیچ ربطی ندارد !!
شما به جای نگرانی  ارضای روحی مخاطبان ، فکری به حال خویش کن !!
نگران غسل های تلمبار شده ات باش !!
و یادت نرود ....
برای از پا در آوردن من این چیزها هیچ و پوچ هست !!
مادرم همیشه میگوید : بعضی مردها اینقدر کثیف هستند که میتوانند یک زن را در غالب صد لباس آهنین باز هم لخت ببینید !! مادرم راست میگفت .... !!! بعضی ها واقعا بیمارند وکثیف !!

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 14:8 | لینک  | 

آگهی زده بود :

به یک فروند همسر همیشه در صحنه نیازمندم !!

پاسخ داد :

چه صحنه ایی میخواهی ؟ ماچ ولب راضیت میکنه یا از این فیلم X دارها میخواهی ؟؟

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 11:30 | لینک  | 

تو این روزهای حماسه ی عاشورای حسینی ، خیلی هواسم به نوشته های وب ها بود ! البته تا جایی که میتونستم بخونم ... دوتا نوشته خیلی منو به خودش جلب کرد ... اولی نوشته ی سم عزیز که در وب My daily DEATHnotes نوشته شده ، دومی نوشته ی حسین جعفریان عزیز که تحت عنوان شیعیان دیگر هواى نینوا دارد حسین ذکر شده ... حتما بخونیدشون ... خالی از لطف نیست !

پ.ن:وقتی امروز تقویم آموزشی سوره رو دیدم و اینکه از ۵ بهمن کلاسها شروع میشه کلی دچار یآس فلسفی شدم ... آخه امتحانای خودم تو اصفهان ۳ بهمن تموم میشه !! من کلی نقشه کشیده بودم !! واسه خودم تور یه هفته اصفهان گردی گذاشته بودم

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 20:52 | لینک  | 

دکترشریعتی :حسین (ع ) بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، افسوس که بجای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند...
امام حسین (ع) : اگر دین ندارید ... آزادمرد باشید !! ... وچقدر این جمله منو به فکر فرومیبره ! کاش مردی بگذره و اینجا رو بخونه !! شاید آزاده شد !!

* زندگی کردن ، حتی واسه ده دقیقه با آتل گردن سرسام آوره !! چه برسه به دوماه !! آقا خب آتل منو خسته میکنه ... !! نمیشه گردنم رو همین جوری خوب کنید !!

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 22:28 | لینک  | 

یکی واست چهارتا عکس فرستاده ، تا بخندی...

دوتای اولش باز نمیشه !! یعنی فیلتره !!

جوجو ....

من اون دوتای اولم میخواهم

پ.ن:هرچی دیشب فقط ساعاتی حالم گرفته شد ... امروز خوبم   شاید به خاطر این باشه که از یه جایی این شلک ها رو بی اجازه ی صاحبش کش رفتم

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 16:55 | لینک  | 

 
آهای تو که این همه دوری از من ... این روزها در حال عبوری از من ...
.
.
.
یاد خودم اوفتادم !!
واقــعــــا ًهــــــــــا !!
.
.
بعدش فقط دلم شکست ...
همین !
نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 22:31 | لینک  | 

 

رناتو:" زمان گذشت و من در اين مدت عاشق زن های زيادي شدم . هنگامی که رابطه صميمانه اي با آنها داشتم و آن ها سوال می کردند آيا بعدها نيز آن ها را به ياد خواهم آورد من به آن ها می گفتم آری . اما تنها کسی که هيچ وقت او را فراموش نمی کنم تنها کسی است که اين سوال را از من نپرسيد و او کسی نبود جز مالنا."

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 14:21 | لینک  | 

تقدیم به لب هایی به طعم پرتغال :-)
.
.
گفته بودم عاشق تن صدات هستم ...
گفته بودم تمام آرزوم اینه که کنارت بشینم وچای بخورم ... :-)
گفته بودم ...
گفته بودم چقدر دوستت دارم ... :-)


.


پ.ن.1 : امروز ساعت سه بعد از ظهر یه گل پسر سفید توپولی به جمع نوه ها اضافه شد.

پ.ن.2 : بازی بازیه !! اینکه قاعده داشته باشه یا نه به هنر خودت بستگی داره !! ولی یه نصیحت...یه وصیت !! هروقت زیادی احساس مردونگی کردی،زیادی خودتو تحویل گرفتی یه چیز رو هیچ وقت یادت نره !!
یادت نره چند نفر رو زیر پاهات له کردی ! گمونم به نامه ی اعمال معتقد باشی !! وبه قلم کرام الکاتبینت ...وبه حق الناست !! یه توصیه هم دارم !
من اگر جای تو بودم همین الان یه پست میزدم ،میگفتم فلان بیمارستان،فلان خیابون بستری ام ! ....میدونی جالب چیه !! جالب اینه سه چهارسالی باید تو اون بیمارستان باد هوا بخوری تا بلکه یه غریبه ایی ...جوانمردی ... چیزی بیاد تا دستت رو بگیره تا wcبری وبرگردی !!
هی رفیق !
این دقل دوستان که میبینی ،مگسان گرد شیرینی !
حالا هی تو بیا و فوحش بده ! به ماها وخانواده هامون توهین کن ! حالا هی زار بزن که من فلانم و من بهمان !
یادت نره !
تو این دنیا همه چی قانون داره ! رفاقت ... دوستی ...حتی عاشقی !!

پ.ن.3 :وب گروهی مون فیلتر شده  ! موندم این همه وب !! چرا الک دولک  !! به قول یکی از بچه ها ... معروف شدیم !!

پ.ن.4 : از دوشنبه شب که اومدم خونه ، تا خود امروز که قاچاقی موندم !! همش مهمون داریم !! آقا !! من دلم آسایش میخواهد !! چرا هیش کی نمیفهمه !!

پ.ن.5 : آهنگ Pure love از آرش رو گوش کنید !

پ.ن.۶ : دیدن مصاحبه ی خانم رقیه توکلی ، فیلم ساز بیست و سه ساله ... کلی بهم امید داد ! :-)

*** اگه وقت نمیکنم کامنت بذارم منو ببخشید ! مطمئن باشید وب های محبوبم رو همیشه خواهم خواند !

نوشته شده توسط لیلاوزینی در ساعت 0:29 | لینک  |