۲:لاکهای قرمز دستت را با عطر عروسکت معطر کردی و من ماندم مبهوت قرمزی انگشتانت شوم یا عطر عروسکت یا عطر قرمزی دستهایت !
پ.ن.۱:اومدم یه چیزهایی بهت بگم...ولی...نشود فاش همه آنچه میان و من توست...الان کلی ذوق زده ام از یه چیزهایی ... به خودت میگم ! دوستت دارم عشق من ...
پ.ن۲:عشق من...واسه اومدن پیش تو...هرچند کوتاه ..هرچند خسته...لحظه شماری میکنم ...از امروز کلی نقشه کشیدم که چه جوری بغل هم بخوابیم که دعوامون نشه ...
پ.ن.۳:از لطف همگی شما ممنونم ...به خدا این روزها سه برابر ظرفیتم دارم کار میکنم ... میرم ... میام ! سایت دانشگاه تعطیله و من همچنان آواره ی کافی نت هام ! گفتن شنبه باز میشه ...باز که شد میشم همون لیلا ! از لطف همه ممنونم ...و همه تونو از این راه دور میبوسم و کلی شرمنده ی محبت همه هستم ...ایشالله از شرمندگیه همه به زودی دربیام ...زهره جان ازت ممنونم ...به خدا نت نیامدم این روزها !
شاید تو بهترین دوستم نباشی
شاید تو بهترین هم نفسم نباشی
شاید تو بهترین هم آغوشم نباشی
شاید تو بهترین هم خوابه ام نباشی
شاید تو بهترین چشمهایم نباشی
شاید تو اصلا هیچ چیزی نباشی...
.
.
ولی تو بهترین هم رقص من هستی !
بهترین پارتنری که میگذاری میان حلقه ی دوستیت آنگونه که میخواهم برقصم !
بهترین آغوشی که میگذاری با درآغوش کشیدنت رقص خودم را بیشتر نمایش دهم !
بهترین چشمی که با نگاه کردن درآن رقصم را عاشقانه تر کنم !
بهترین نفسی که میگذاری حرم نفسهایت ذوق مرا بیشتر کند !
.
.
مرابی شهوت رقصم بهترین باش ...
بی شک یکی از تاپ ترین وبی نظیرین وبه معنای واقعی تک ستاره ترین خواننده های زن ایرانی لیلا فروهرعزیزاست ... این روزها همه جا وهر شبکه ایی رو که نگاه کنید تبلیغات کنسرت بزرگ لیلافروهر در روز اول نوامبر در سالن مجلل و بی نظیر kodak theatre است.سالنی که توسط جورج ایسمن ،کسی که عکاسی به صورت عمومی رو مدیون ایشون هستیم،ساخته شد !
خوش به حال تموم کسائی که به دیدن این کنسرت میرن ... از ته دلم میخواستم این کنسرت رو برم ... :(
1)این روزها همگی آهنگ شاهکاربیش پژوه با خانمی که اسمشون رو نمیدونم رو میشنوید ، آهنگ اسپانیش ،که به نظر من فقط وفقط وفقط صدای اون خانم باعث شده این آهنگ اینقدر زیبا بشه ...مخصوصا جایی که با اون لهجه ی جالب میگن : دنیا رو از من بگیر اما بمون پیشم ...اگه یه روز تو نباشی دیونه میشم ...
2)شبها قبل از خواب ... وقتی هیچ چی جز صدایی که دوستش دارید نمیتونه آرومتون کنه به نظرم بد نیست آهنگ : A woman's Heart از Chris De Burgh رو گوش کنید !
3) وآهنگی که خودم به شدت دوستش دارم ...همیشه وقتی گوشش میدم انگاری سرانگشتای لطیف عشق رو در روحم حس میکنم ...آهنگ Dov'el Amore یا همون Love song از خانم Cher :)
4)من این لینکهایی که گذاشتم رو خودم هیچ کدوم رو گوش ندادم...آخه هنوز کارت صوتم قطعه !! جاهایی هم که لینک مستقیم داشت فیلتر بود !!! :((
ساعت 22:45
ولوB12 !
صندلی شماره ی 3 : از مشهد آمده ... مجردی داره دور ایرانو میگرده ...فقط میخوره ،آخه خیلی شکموئه !
صندلی شماره ی 5 : موبایلیش زنگ میخوره ... جواب میده ...انگاری اون طرف خط یکی داره ازش میپرسه برای مهمونی عید فردا چی درست کنن ... واونم داره با یه ولع وصف ناشدنی از قرمه سبزی وآش رشته حرف میزنه !
صندلی شماره ی 7 : رو پای مامانش خوابیده ... مامان هی داره نیگاهش میکنه وموهای مشکی دخترشو نازش میکنه ...!
صندلی شماره ی 9 : زنگ زده به سمیه ...داره میگه سمیه گریه نکن ...به خدا من از دست تو ناراحت نیستم ...فقط قلبم ازمحمد شکست ...
صندلی شماره ی 13 : خارجیه ...با هزاربد بختی شاگرد راننده رو متوجه میکنه که میخواهد ازماشین پیاده بشه ...چون کمی حالش خوب نیست ...
صندلی شماره ی 19 : یه ساک گنده گذاشته تو صندوق ... مثل اینکه پراز عیدی یا سوغاتیه ...مهم اینه امشب تو خونه کنار عزیزهاشه...
صندلی شماره ی 26 : تنهاست ... دراز کشیده رو دوتا صندلی ...پاهاشو از صندلی انداخته بیرون وخانوم صندلی پشتی از بوی پاهاش شکایت داره ...
صندلی شماره ی 37 : سرشو تیکه داده به شیشه ... هندز فری تو گوشش وداره یه آهنگی که گمونم آهنگ سیاوش قمیشی هستش رو گوش میده وچشم از جاده برنمیداره ...
صندلی شماره ی 39 : موبایلش دستشه و هی داره مینویسه و گریه میکنه ... اونقدر گریه کرده که دستمال کم آورده و هی دماغشو بالا میکشه ...
.
.
دیگه جاده ها آروم نیست ...
دیگه مسافرها سوار بنز 1350 نمیشن ...
دیگه سوار ولو شدن کلاس نداره ...
دیگه دل مسافرها به جاده خوش نیست ...
دیگه حتی تاریکی شبم دل مسافرهارو آروم نمیکنه ...
دیگه آدمهارو باید از شماره ی صندلی هاشون شناخت ...
دیگه من خوابم نمیبره !

۲)یه چیزمیگم درگوشی...من روم نمیشه بهش بگم ...شماهم نگید
...ولی هرشب قبل از خواب ،روسرانگشتام براش بوس میفرستم ...اخه اون عشق منه ...
۳)از چشمش اوفتادم...به جهنم ! پشت سرم بد وبیراه گفت ...به درک ! تیکه بارم میکنه...مهم نیست ...مهم شمائید که حتی اگر تاآخر عمرم هم باهاتون حرفی نزنم ولی بازم وقتی همو ببینیم حرف دل وزبانمون یکیه !
۴)واحدهای درسی مون خیلی بامزه ان ! تاریخ سینما...عکاسی...هنرهای تجسمی...تاریخ هنر...ولی تا الان عکاسی برام خیلی قشنگ بوده...کلی یاد وبلاگم اوفتادم...
۵)به یکی یه چی میخواهم بگم...ولی اصلا برام مهم نیست ...از یکی یه چیزی رو یاد گرفتم...دارم همون کارو میکنم ... مگس کشم فعال شد خاله !![]()
گاهی باید تنها شد
گاهی حتی باید عاشق شد ...
اما همه اش به نفع عشق !
1)وقتی گوشی موبایلم فرمت شد هیچ چیزی جزپاک شدن نقاشی که تو برام کشیده بودی ناراحتم نکرد ... ستاره های دور ونزدیک ... اون درخت ... واون خونه ایی که مال من بود ...اولین خونه ی من !
2)هفته ی اول مثلا دانشجو شدن همه اش غیبت خوردم ! این روزها به توان خودم پی میبرم ! اونقدرها که فکرمیکردم هم نازک نارنجی نبودم ! تا الان خوب دووم آوردم !
3)خالی یعنی بی تو ... بی تو یعنی خالی ....آهنگ جدیدخالی با شعر وآهنگ رامین زمانی و به شدت با احساس با اجرای کامران وهومن !
4)اگه بیست وچهارساعت وقت داشته باشم ،میخواهم هیچ کاری نداشته باشم و بیست وچهارساعت رو کامل بخوابم ! اینم جوابت خاله جان !
5)بچه ها وب خیلی هاتون رو خوندم ولی فرصت کامنت نشد ! حتی جواب کامنت ! یه کم که زندگیم نظم پیدا کرد از خجالت همه درمیام !
میگن قمم !
میگن خسته ام !
میگن کلی کاردارم !
میگن همش بیست وچهارساعتی اینجام !
میگن دلم چقدر برای اینجا تنگ شده بود !
میگم ...
سلام !
خواستیم به اصطلاح امروزی ها گود بای پارتی گرفته و رفع زحمت کنیم بریم اصفهان ومثلا خیر سرمون بشیم قشر تحصیل کرده و بیاییم کارت دانشجویی مون رو بعد از سه سال بکوبیم تو صورت خیلی ها که دیدیم نه !
کار ما نیست این لات بازی ها ! :)
فقط به خاطر یه نفر ، وبعد از اون یه نفر دیگه اینها رو مینویسم !
پس عشق من گوش کن :
با یه داستان شروع میکنم !
یه جوون زیبایی بوده که هرروز برای دیدن زیبایی خودش به لب چشمه میامده ،یه روز که خم میشه تا خودشو ببینه میافته تو آب و غرق میشه ! از اون به بعد اونجا یه گلی رشد میکنه که اسمشو میذارن نارسیس !
یه روز خدای جنگل ها میاد به چشمه سربزنه ،میبینه آب چشمه شور شده از اشکهای چشمه ! ازش میپرسه که چرا گریه میکنی!
میگه برای نارسیس گریه میکنم !
میگه تو چرا !اون که همیشه پیش تو بود وبیشتر وقتش رو با تو میگذروند وتو تنها کسی بودی که بیشتر از همه از زیبایی های اون لذت بردی ...
چشمه میپرسه مگه نارسیس زیبا بود ؟
خدای جنگل با تعجب میپرسه که چه کسی بهتر از تو میتونست زیبایی نارسیس رو درک کنه !؟
دریاچه کمی فکر کرد وپاسخ داد:
من برای نارسیس گریه میکنم،اما هرگز متوجه نشدم او زیبا بود !
من برای نارسیس گریه میکنم ،چرا که هروقت به روی حاشیه ی من خم میشد،من میتوانستم در عمق چشمهایش ،زیبایی خودم را که در آنها انعکاس پیدا میکرد ببینم !
.
.
من یه عشق دارم که بخنده یا نخنده بازم عشق منه !
من یه عشق دارم که صداشو بشنوم یا نشنوم بازم عشق منه !
من یه عشق دارم که حتی فکرکردن بهش آرومم میکنه !
من یه عشق دارم که بارها ازش خواستگاری میکنم واونم تندی میگه بله !
من یه عشق دارم که دیونه شم !
من یه عشق دارم که درست تو بغل من جا میشه ! فقط وفقط بغل من ! اصلا انگاری خدا اونو برای بغل من آفریده !
من یه عشق دارم که صدای ماچ های ما گوش تموم حسودها رو کر کرده !
من یه عشق دارم که حس میکنم این روزها دلش گرفته ...
من یه عشق دارم که میخواهم بمیرم ولی دل عشقم رو گرفته نبینم !
من یه عشق دارم که نمیخواهم به زور بخنده ... ولی میخواهم به زور داد بزنه !
من یه عشق دارم که هرچی بیشتر خودشو برام لوس میکنه برام بلوری تر میشه و عاشقانه ام آرام تر...
من یه عشق دارم که قدر تموم عمرم دوستش دارم !
عشق من ...
من از تموم دنیا دل میکنم ...
من از تمام یادها میگذرم ...
من از تمام ماچ ها میگذرم ...
ولی تو عشق من بمون ...
توکه منو اینجور عاشق کردی ... بمون و با عشقت ... هرچقدرم چموش وسرکش ،من ِ سنگ رو عاشق تر کنم ! اصلا اینو بهت بگم که مرگ هم نمیتونه تو رو از من بگیره ... آخه من روحم به روحت گره خورده و من وقتی بمیرم جسمم میمره ... روحم مال توئه...
.
.
وعشق دوم من ...
عشقی که با عشق اول من یکیه ...
عشق هایی که برام اول و دوم ندارن ... اخه دوتاشون یکی هستن ...
یعنی اگر یکی نباشه اون یکی رو هم نمیخواهم ...
آخه من کلی نقشه برای مثلث عشقی مون کشیدم ...
عشق دومی که با هر دوستت دارم گفتن ده کیلو لاغر میشه و منو ده کیلو به نفع عشق اول چاق تر میکنه ...
.
.
دوستتون دارم ...
.
.
این مثلث کوچیک وبزرگ میشه ... کج وکوله میشه ... ولی همیشه مثلث میمونه !
تا کور بشه چشم هرکسی که نمیتونه ببینه :-P
.
.
حالا هم عین آدم میرم !
خب میرم جا پیدا میکنم بازم خط تلفن تورو میسوزونم ... !
اخمو نمیرم !
سبک میرم ... تا سبک و زودی بیام !
.
.
تازه شم !
امروز تولد این وبلاگه اس ها !
همین راهه های باریک عمر !
کلی نقشه برای تولد طفلی بچه ام داشتم ... ولی وقت ندارم خب !
حالا هم باید از چند نفری تشکر کنم ...
اول از یکی که اسمشو نمیگم ... ولی همونی که یه بار بهم دوچرخه شو داد ...باهاش رفتم کلی چرخیدم ... محکم خوردم به درختها ... ولی بعدا بهم گفت که دوچرخه ایی نداشت ... از توئی که من کلی چیز ازت یاد میگیرم ... وخوت خبر نداری... ولی خیلی خیلی دوست دارم ...و دلم برات خیلی تنگ میشه ...
دوم اوس مهدی ... کامنت نمیده نمیده ... وقتی هم میزنه یه چیز میزنه که تکبیرداره ...داداش ما رو تیریپ غم گرفته بود ...چرا خوشم نیاد ...تازه ..ما از اونهاش نیستیم !! ;D
بعدشم ازخاله ایی که توپونزده دقیقه منو آدم کرد ! ببین ...آزادی و میدون وخیابونش ومتروش واصلا وجب به وجبش منتظرن من بیام ! من میام ! مطمئن باش ! :)
بعدشم از همه ! از زهره ،مینا،سمیه،ساقی، هدیه ...و خیلی های دیگه مممنونم...
همه رو دوس دارم !
منتظرم بمونید !
دیرو زود داره ... ولی سوخت وسوز نداره ... !
پ.ن:بچه های الک دولک ... خصوصی شماره بیست الک دولک رو چک کنید خب !!