بارمو بستم ...
واسه سه چهار ماه ...
شایدم کمتر...شایدم بیشتر ...
با این رفتن تنهایی هام کامل ِ کامل میشه !
خیلی روزهایی که باید ... خیلی روزهایی که منتظرش بودم ،شاید نباشم ...
همه واسه روز اول دانشگاهشون ذوق دارن ... هزارویک نقشه دارن ... ولی اینجا...هیچ خبری نیست !
حوصله ی توضیح ندارم !

شبیه منه ... تو کتاب دکتر عالی پور خوندمش ... :
من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت،در تهاجم با زمان آتش زدم ،کشتم !
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم !
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم ...
من از مقصدها ،پی مقصودهای پوچ اوفتادم !
تا تمام خوبها رفتند وخوبی ماند در یادم !
من به عشق منتظر بودن همه صبرو قرارم رفت ...بهارم رفت ...عشقم مرد ...یارم رفت ...یادم خاکسترشد !
.
.
.
اگر شد بیام ... میام ...
اینجا حذف نمیشه ... فقط یه مدت ِبه شدت نامعلومی به خواب پائیزی ...وحتی شاید زمستانی فرو میره !
پ.ن:فعلا میرم اصفهان !فقط به خاطر یه اشتباه...یه نفرین...وشاید یک تقدیر ......
یادم میافتد ماه رمضان های گذشته و ماه رمضان امسال را !
تاسف میخورم !
به حال خودم ، که انسان خلق شدم برای عبادتش ... ومن چقدر راحت این علت بندگی را فراموش میکنم !
به دلش ایمان دارم !
تنها کسی ایست که کافیست دستش را ببرد در قلب من ... تا دوباره جان بگیرم !
من به خدایم ومعجزه ی دستهایش ایمان دارم !
.
.
میان اشک هاتان ومیان سبحانک یا لا اله الا انت گفتن هاتان ... اگر یادی بود ... از ما نیز یاد کنید ...
نه برای گرفتن حوائجم !
برای اینکه توفیق بندگیش را از دست ندهیم !
.
.
وامشب دل من هوای زیارتش را کرد ... اشکالی ندارد اگر باز بروم وبگویند درهایش بسته است... آخر مگر خانه ی دل من واو دارد ...درب دل من باز باشد ،جایگاه عشق اوست ...
یا علی ...
.
.
خدایا...
مرا ببخش که امسال تقویمم اولین شب احیا را به من یاد آوری کرد !
خدایا...
مارا به حال خویش وامگذار ...
الهی انا عبدک الضعیف ....
پ.ن: بچه ها از همه تون التماس دعای مخصوص دارم ! سخت محتاج دعای همه تون هستم !
۲:الانه عین یه قورباغه راحت راحت تو برکه ام نفس میکشم ! حتی سوسمار ها هم عاشق قورقور کردنهای من شدن !
۳:خاک تو سر اصفهان! (با عرض پوزش از تمام اصفهانی ها ! ولی هدیه شاهد بود وسط خیابونشون چقدر مردمشون رو فوحش دادم ![]()
)
۴:فردا میرم ثبت نام دانشگاه آزاد ! خر من رو پل دانشجو شدن گیر کرده ! کسی شکسته بندی چیزی سراغ داره بفرسته ! خرم رو درمان کنه ! شایدم ایراد از خر من نباشه ! شاید پلم زیادی جیر جیر میکنه ! نتیجه ی اخلاقی: وقتی برگشتم به تمام دوستان محترم سرمیزنم ! جان مادرتون گلایه رو شروع نکنید !
۵:اینو واسه یه چیزی ثبت کردم یادم نره !
تا همیشه بیام ببینمش و آروم باشم ! ![]()
![]()
۶:یه عکسی میخواستم بزنم ... آپلود نکرد ! منم گفتم گور مرگ جد و آبادتون ! آپلود نکنید ! تنور ما بدون نون هم داغه ! ![]()
![]()

من ميخواهم سام باشم...
ميخواهم برم تو يه کافي شاپ وتموم مسئوليتم اين باشه که نمک ها رو،ني ها رو وليوان ها رو بر اساس رنگشون مرتب کنم...
من ميخواهم سام باشم !
ميخواهم يه دختر کوچولو داشته باشم ، تا براي به دست آوردنش حتي سگها رو تو شهر بگردونم !
ميخواهم سام باشم...
ميخواهم شبها تنها بخوابم...بعد از پنجره ي شيروني دخترم بياد و بگه ميخواهد فقط من براش لالايي بخونم !
من ميخواهم سام باشم !
ميخواهم دوستام عين خودم باشن ! ميخواهم هرشب با هم بريم بيرون...بعدش خونه ي يکي بريم فيلم ببينيم !
من ميخواهم سام باشم !
ميخواهم هروقت دلم خواست توجلسه ي دادگاه حرف قاضي ووکيل رو قطع کنم وبراي خودم حرف بزنم !
من ميخواهم سام باشم !
تا هرشب کتاب تخم مرغ رو بخونم !

ميخواهم سام باشم
تا به هرعطسه ي سگ ها عافيت باشه بگم !
میخواهم سام باشم
تا وقتی تصویرت رو دیدم رو مانیتور ... حتی جلوی همه...بی هیچ ترسی...ببوسم ...

پ.ن.1: من سام هستم ... با بازی بسیار زیبای شون پن ... مردی که با تمام سرسختی و غرورش نقشی چنین زیبا خلق کرد !
پ.ن.2: خدائیس نان مان کم بود ... آبمان کم بود ... گشنه مانده بودیم ...تشنه بودیم ! دچار یاس فلسفی شده بودیم !! من نفهمیدم این دانشگاه رفتن ما چه صیغه ایست آخر !
هزینه ی خوابگاه سیصدوپنجاه هزار تومن هر ترم !! به شرط اینکه جز لباس وکتاب خود هیچ چیزی نیاورید ! شما فقط میتوانید دو روز یکبار تلفن محترم همراه خود را شارژکنید ! خداوند روح چهل دزد بغداد رو قرین رحمت ومرحمت خویش نماید !
پ.ن.۳:کامنت دزدی از صبای عزیزم:
در همین جا ، در بین تمامی حضار، در روز بیست و سوم شهریور ، روز دوازدهم ماه رمضان،موفقیت تیم صبای قم در برابر استقلال تهران را به تمام ورزش دوستان عزیز تبرییییییییییییییییک می گویم !
بزن به افتخارشششششششششششششش!
این است جوان قمی........
نبینم استقلال تو جدول هفدهم باشه.......
حالا همه با هم : صبا صبا هی هی !
من خيلي وقته باختم !
من فقط خيلي خوب ميتونم اداي برنده ها رو در بيارم !
با آرزوی قبولی طاعات وعبادات شما دوستان عزیز...
بعد از یک ماه وچند روز بد قولی ،برگشتیم !
برگشتیم با عضو جدید وبرنامه های جدید !
با تشکر از شما زین پس لینک ما را در لینک باکس خود به الک دولک تغییر دهید !
الک دولک هردو روز یکبار ،واینبار تخصصی تر به روز خواهد شد ، با موضوعات متفاوت ودیدگاههای متفاوت !
الک دولک زین پس بخشی به نام نویسنده ی مهمان دارد ،که پذیرای آثار مکتوب وهمچنین تصویرهای ارسالی شماخواهد بود !
الک دولک را متفاوت تر از قبل بخوانید ...
گروه نسل ما تغییر را دوست دارد وهدف ما همین تفاوت دلپذیر است !
.
.
.
این روزها همه الک دولک میخوانند....شما چطور؟
.
.
.
توجه مهم : وعده ی دیدار ما ،دو روز دیگر ! با قرار دادن در وبلاگ دوستان خود ،میتوانید لحظه به لحظه ما را دنبال کنید !
.
.
.
تبریک ویژه: با افتخار اعلام میکنم که نویسنده ی هفتم ما ،آبجی سمیه ی عزیز ،به جمع الک دولکی ها پیوستند که از طرف تمامی بچه ها حضورشون رو تبریک میگم !
فوق العاده .... فوق العاده ... !
بعد از مدتها،انتظار به پایان رسید ....
تا ساعاتی دیگر با الک و دولک درخدمت شما خواهیم بود !
حاضرین به غائبین خبر دهند !
به زودی بلاگفا میترکد !
شمارش معکوس را شروع کنید...
۳
۲
۱
1:منو تو قلب خودت نگهدار ... تا از هميشه بهت نزديکتر باشم !
2:دوستت دارم اما بي اميد !
بخشي از فيلم تصویر يک بانو !
پ.ن.1: باز کش زندگي از دستم در رفته !!
پ.ن.2:بذار بدونن همه اهل دنيا...هنوز يه نيمه مونده از شب ما !
پ.ن.3:باز هم از تمام تبريک ها ممنونم ...ببخشيد اگر دير جواب ميدم ... !
سلام !
در ابتدا از تمام دوستان،آشنایان و ناآشنایان عزیز از تمام لطف ها وتبریک هاشون ممنونم !
راستش انتخاب کردم !!
فیلم نامه نویسی !!
مایه توش نیست ... ولی مایه دارش میکنیم ! :)
حالا پی نوشت بازی !
پ.ن.1:وقتی به رحیمی گفتم برام دعا کن بهم گفت : برایت دعا میکنم ،تا ای کاش خدا از توبگیرد،هر آنچه که خدا را از تو میگیرد ! دکتر شریعتی ! وچقدر بهم چسبید !
پ.ن.2:یا راه هست ... یا میسازم ... یا آدمم ... یا آدم میشم !
پ.ن.3:بی تو دنیا دلمو سوزونده ،بوی عطرت هیچ کجا نمونده...(اندی...زمونه ) !
پ.ن.4:تبریک تو ... حتی با یک جعبه ی شرینی ... کلی به من چسبید ! + چند تا تبریک رو هیچ وقت فراموش نمیکنم ! بازم ممنونم !
پ.ن.5:بهم گفت :خیلی وقت بود این همه تو تاریکی نخندیده بودم ... چقدر این حرفش منو به فکر فرو برد ! کوچولوی من با تموم کوچولو بودنش گاهی چیزهایی میگه که منو با این هیکل میخ کوب میکنه ! دوستش دارم ...!
پ.ن.6:جمیع دخترهای عذب دستها بالا !! ... نه ... همه ی دستها بالا تا بهتون بگم ! نترسید ... چیز بدی نیست ... ناسلامتی خودمم عذبم ها !! آهان ... حالا شد ! حالا من دعا میکنم ... شما بگید آمین !! خدایا ... به جمیع ما دخترهای عذب با دستهایی رو به تو یک عدد مادر شوهر به خوش اخلاقی وخوشگلی وخوش هیکلی وخوش تیپی مادر شوهر معصومه (فیلم روز حسرت /افسانه بایگان ) اعطا نما ! ! ! .... الهی آمین !!
پ.ن.7:تو پست قبل یه چی بهم خیلی چسبید ! اونم بازگشت سوسن جعفری عزیزم بود ... خدا میدونه چقدر خوشحال شدم !
پ.ن.8:دلم برای نگار سلیمانی تنگ شده :( هر کسی میتونه وبش رو باز کنه ... بهشون بگه که لیلا باز رفت قم وبلاگ شما فیلتره ! به خدا بی معرفت نیست ... کلی به یادتون بوده ... و ... مراقب خودش باشه وخیلی دوستش دارم !
پ.ن.9:ما اجماعا ً اعتماد به نفسمون بالاست !از هم طرفداری میکنیم و آخرشم طرف رو گوه مال میکنیم و حق رو میدیم به خودمون ... همین خوبه !! ....عجیب این اس ام است منو به فکر برد ! تابلو نمیکنم ... جان مادرت تو هم تابلو نکن !
پ.ن.10:از صبح منتظر بودم آهنگه رو بذارن ... نذاشتن ...نامردها از ساعت دو تا چهار صبح حدود هفت هشت بار گذاشتنش ...! :)
پ.ن.11:کاری به جز دوست داشتن تو ...من بلد نیستم !
پ.ن.12: الهام ! ... آره ... تو اسمت هم مثل لطفی که در حق من کردی زیباست ... از تموم چیزهایی که بهم یاد آوری کردی ممنونم !
پ.ن.13:این روزها خیلی اضطراب دارم ... درست مثل مادری که روزهای آخره بارداریش داره تموم میشه وهر روز برای به دنیا آمدن کوچولوش بی قراری میکنه ! ولی من مادر نیستم !
پ.ن.14: همین !
رسیدم خونه !
چادرم هنوز سرم بود که کانکت شدم !! لیلاوزینی...سينما گرایش فیلم نامه نویسی اصفهان.... !
خدایا ...بابت همه چی شکر !
اینقدر ذوق زده شده بودم واینقدر جیغ زدم که ...
البته آزاد،پرستاری قم رو هم قبول شدم ... شماها بگید ! کدومو برم !! ![]()
یه تبریک ویژه هم به احمدرضا توسلی عزیز ... از شنیدن خبر قبولیش بیشتر از خودم خوشحال شدم... !! احمدرضا ... قولت یادت نره ها !! ![]()
![]()
گاهي فکرميکردم که اگر عاشق ستاره ايي باشي و اونم کم کم عاشقت بشه خيلي عاليه .... !
ولي حالا ترجيح ميدم رو زمين دنبال مورچه ها بگردم تا ديگه واسه دولقمه نون ،گوشت تلخ منو گاز نزنن !

پ.ن:آغاز ماه مبارک رمضان بر همه مبارک ! اگر یادتون بودم... برای منم دعا کنید ! به قول شاعر :گر از این کویر وحشت،به سلامت گذشتی...به شکوفه ها به باران،برسان سلام مارا !
توجه:چشم ... سعی میکنم کمتر خاص بنویسم ! از همین پست شروع شد !
تبریک : یازدهم شهریور تولد کسی بود که خوب دروغ میگوید...گاهی از دروغ گفتن هایش واقعا لذت میبرم ! تولد کسی که نمیدانم خوش حافظه بودنش او را دروغ گو کرده یا دروغ گو بودنش او را خوش حافظه کرده اس ! دروغ گو یا خوش حافظه ... مهم این است که میلادت را تبریک بگویم !نهایت بیست و دوسالگی ات مبارک خاله جان ! تقدیم به یک عدد دروغگوی خوش حافظه !
ظهر بعداز مدتها میخوابد...زیر باد داغ کولر !
دستش را میگیرد ...
آخروقتی دست او را میگیرد از هیچ چیز دردنیا حتی بلعیده شدنش توسط زمین هراسی ندارد !
بیدار میشود ...
به یاد عشق ستاره بارانش میافتد ... واینکه چقدر دستهایش حریص وتشنه ی آغوشش هستند...
کمی این طرف تر یاد جنگ دیشبش میافتد...وپیغامش که گفت:سرت را بالابگیر...شاهزاده ی تمام هستی تو بودی...افتخاراتت تکمیل باد ! واشکهایش و لبخند امروزش که دست به کمر ایستاده است !
آری...
همان قدر استوار !
پ.ن.۱:گاهی یکی داره راه میره...میخوره زمین ! یه کم این واون بهش میخندن و از جاش بلند میشه و میره ودیگه وقتی باز قراربود از اون مسیر رد بشه هواسش هست که دیگه نیافته ! ولی گاهی داری راه میری...یه هو یکی هولت میده ! دیگه تو تموم مسیر هواست به اینکه که یکی دوباره هولت نده ! ....ببین ...دیگه نمیذارم هولم بدی !
پ.ن.۲:دارم به تو فکر میکنم ! در مقابل تمام کارهات فقط دلم برات میسوزه !
واینجا قلب من است !
کالیفرنیایی ترین هتل دنیا !
تمام حساب هایت را بپرداز ... ولی هیچ گاه ترکش نکن ... !

پ.ن:دوستان عزیزی که به شدت از من گلایه میکنند ویک جورهایی به خون این جانب تشنه میباشند که چرا به وب ما سرنمیزنی !! من هر وقت به لیست وبلاگهای به روز شده سر میزنم هر وبلاگی به روز شده باشدودر لیست من باشد را بازدید میکنم ! ولی بعضی وقتها یا کامنتم نمی آید یا وقت ندارم یا نظر ندارم یا حوصله ندارم یا میگویم بروم در فرصت بهتری بیاییم کامنت بگذارم که همیشه فراموش میکنم !! بهترین کار این است که در همین روزها که شیپور رمضان در همه جا به صدا درآمده ،برای شفای همه ی بلاگر ها مخصوصا بنده ی حقیر و بنده ی خدا و بی دفاع و بی پناه وآقلادی گت دی یاتدی دعا نماید تا بلکه خداوند منان نظری ونیم نگاهی وحتی شاید گوشه ی چشمی وشاید چشمکی زد وما نیز به راه راست هدایت شدیم ! باشد که رستگار شویم !
*تو را ای جان ... بی دریغ جانم دوست میدارم !
هنوز چند روز از انتشار خبر غافلگير کننده بازی گلشيفته فراهانی، بازيگر جوان سينمای ايران در فيلم جديد ريدلی اسکات نگذشته است که اکنون خبر ممانعت از خروج اين بازيگر از کشور به منظور بررسی پيشنهادهای تازه هاليوود، به گوش می رسد.
خبر بازی گلشيفته فراهانی در کنار لئوناردو دی کاپريو و راسل کرو در فيلم «مجموعه دروغ ها»، آخرين اثر ريدلی اسکات، برنده سه جايزه اسکار، نخستين بار توسط سايت سينمايی معتبر imdb انتشار يافت و سپس علاقمندان با ديدن تيزر فيلم در سايت های مختلف صحت خبر را هنگامی که در صحنه ای از آن گلشيفته فراهانی در کنار دی کاپريو قرار دارد، به چشم ديدند.
خبر ساخت فيلم سينمايي" مجموعه دروغ ها" بر اساس كتابي به همين نام به كارگرداني ريدلي اسكات از مدت ها پيش مطرح بود تا اينکه هفته گذشته اعلام شد که اين فيلم مراحل پاياني خود را طي مي کند و يک بازيگر ايراني نيز در آن ايفاي نقش کرده است. اين فيلم هاليوودي كه به گفته كارگردانش براي اكران در اسكار آماده مي شود داستان يك روزنامه نگار ـ با بازي لئوناردو دي كاپريو ـ رابيان مي كند كه طي جنگ عراق براي كشتن يك رهبر القاعده از سوي سازمان سيا استخدام مي شود و به اردن مي رود.
در برگردان سينمايي اين رمان تغييرات چندي داده شد که يکي از مهم ترين آنها اضافه شدن شخصيتي به نام "عايشه" بود که در داستان اصلي با نام "آليس" وجود داشت. شخصيتي که قهرمان داستان در جريان پيدا کردن سليمان دلباخته اش مي شود. ويليام موناهان فيلمنامه نويس و برنده اسکار که به خاطر نگارش فيلمنامه فيلم معروف "مردگان" مارتين اسکورسيزي شهرتي جهاني دارد، شخصيت عايشه را در قالب يک پرستار تصوير کرده که البته هنوز جزئيات آن اعلام نشده است. گفته مي شود بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در اين فيلم سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند تا حضور وي در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني جمهوري اسلامي در تضاد نباشد.
اگر چه اين فيلم قرار است روز جمعه ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ برابر با ۱۹ مهرماه سال ۱۳۸۷ به روی پرده سينماهای آمريکا و انگلستان برود اما به واسطه حضور بازيگران معروف در فيلمی از يک سينماگر کهنه کار، از هم اکنون منتقدين و تماشاگران انتظار ديدن اين فيلم را می کشند.
انتشار گسترده خبر بازی گلشيفته فراهانی در اين فيلم در ميان ايرانيان نشان از استقبال آن ها از اين موضوع می داد؛ استقبالی که به نظر می رسد چندان خوشايند مسئولين امور سينمايی جمهوری اسلامی نبوده است.
خبر ممانعت از خروج گلشيفته فراهانی در فرودگاه، که گفته می شود از سوی وزارت ارشاد صورت گرفته است، اين نارضايتی را به خوبی بازتاب می دهد.
ريدلي اسکات کارگردان کهنه کار انگليسي در فيلم هايش همواره تلاش داشته نگاهي چندجانبه به مضامين داشته باشد که گواه آن فيلم معروف "ملکوت آسمان" است که در آن تصويري واقع گرايانه از مسلمانان ارائه و به طور ضمني از صلاح الدين ايوبي ستايش مي شود.
در اين فيلم بازيگران مسلمان ديگري چون بيژن دانشمند، علي سليمان، عمر بردوني، مهدي نبو و علي خليل نيز بازي کرده اند.

صحنه اي از فيلم مجموعه دروغ ها
این هم نمایی از این فیلم پر حاشیه

پ.ن: مثل اینکه خبر ممنونع الخروج بودن گلشیفته فراهانی عزیزتکذیب شده ! به بخش نظرات ونظر حسین جعفریان رجوع شود !
اینبار فقط برای درخشش تو نوشتم !
تو زندگي ميکني...با همه ي وجودت،براي خودت و براي دوست داشتني هايت.تو هنوز زنده اي براي همه ي بودن هايت(ت=م)
پ.ن:این روزها آهنگ بسیار زیبای summer wine ازNancy sinatra و Lee Hazlewood ورد زبانم شده...به گوش دادنش میارزه....
توت فرنگی،گیلاس وبوسه ی فرشته در بهار...شراب تابستانه ی من واقعا از این چیزهاتشکیل شده ...!
تذکر:متن اول پست از دوست خوبم سعید عامری بود ! باتشکر از سعید عزیز !
* این پست تقدیم میشود به دوستانی که در نبودنم قلبم با آنها بود...تقدیم به سه نفری که برایم قدر تمام نقطه های هستی ارزش دارند...!
*متن صحیح شعر رو باز براتون گذاشتم...مرسی از حسین جعفریان عزیز !
سلام !
به همین سادگی !
رفتیم وبرگشتیم !
خیلی خوب بود ... خیلی خوش گذشت ...
سه ونیم ،چهارصبح رسیدیم سنندج...مریوان ! ودریاچه ی بسیار زیبای زریبار...
مهمان یک خانواده ی کرد !
چقدر مهمان نواز بودند !
آقا یاشاروخانواده اش رو دیدیم !همونهایی که قرار بود با هم بریم کرکوک !
از مرز بی در وپیکر باشماق رد شدیم !
صد رحمت به مرز کوفتیه مهران !حداقل دوقطره آب توش پیدا میکردی !
سوار ماشین شدیم ! رفتیم !
اول سلیمانیه ...
یه شهرکه همین چندوقت پیش خودش رو از عراق جدا کرد وبرای خودش پرچم جداگانه وقوانین مخصوص وضع کرد !
یه شهرکه به شدت تبلیغاتی،آب وهوای گرم وخشک ،تقریبا اروپایی وشاید رغیب اصلی دبی در عراق هست !
در سلیمانیه هیچ اثری از جنگ نیست !
یعنی نذاشتن جنگ وارد شهرشون بشه !زودتر از اینکه خبری بشه جلوی هر پیشامدی رو گرفتن واین شد که الان شده تنها شهر امن وتوریستی عراق !
نهاررو در یکی از رستوران های سلیمانیه خوردیم ! یه چیز جالب !
در عراق یه پیش غذای مخصوص وجود داره که توش شیش مدل اردور هست !
یکی سبزی جات+روغن زیتون،دیگری نخودوسوسیس با سس تند،دیگری ترشی کلم قرمز وسفید،دیگری ترشی خیاروبادمجان،دیگری دوسه تیکه نان سرخ شده+سس مخصوصش،ودرآخر موزوسیب شیرین به یه سس به شدت خوشمزه ! که من برای اولین بار تو عمرم این مزه ها رو تجربه میکردم !
بعد نهار گازش رو گرفتیم ورفتیم کرکوک !
خیلی عوض شده بود نسبت به دوسال پیش ! منسجم تر وشهری تر !
بالاخره بعد دوماه مامان رو دیدم ! :)
خاله وبچه هاش +نتیجه ی اول خاندان وزینی ...
نکات جالب سفر:
1:علیرغم اینکه این همه میگن عراق شهر جنگ زده ومردمش مردمی هستن که به نظافت اهمیت نمیدن،ولی دوشهر کرکوک وسلیمانه که حکومتشون تقریبا جدای از عراق هست که اولی را ترک ها ودومی را کردها اداره میکنن،به شدت شهرهای زیبا وتوریستی بودن ومردمی به شدت تمیز دارن!
2:در عراق همه چیز اصلش پیدا میشه ! حتی نوشابه های فانتا وکوکا کولا .... وای که دیگه نمیتونم لب به نوشابه های ایرانی بزنم ! :)
3:عراق از لحاظ قیمتی خیلی شبیه ایران هست ولی با این تفاوت که دخل وخرج مردم باهم هماهنگی داره !
4:شما میتونید آخرین مدل ماشین ها رو دراین دوشهر باقیمتهایی یک چهارم قیمت ایران !!!! خریداری کنید وحالش رو ببرید ! وقتی تویوتا کمری تاکسی باشه تو کرکوک بقیه اش رو خودتون بگیرید !!
5:درسته کرکوک هنوزم تو نظافت شهری وشهرداری خیلی قوی نیست ولی بازم بهتر از قبل شده !
6:سر هر چهارراه ودور برگردون تو کرکوک مامور امنیتی وجود داره و تو کوچه ها هر شب مامورها برای آرامش مردم تا صبح کشیک میدن !
7:نکته ی جالب این بود که در کرکوک تمام محصولات ایرانی رو میتونید به راحتی پیدا کنید...به قیمتی خیلی کمتر از خود ایران !
8:ما خودمون برق نداریم ولی اورت اورت داریم برق به عراق صادر میکنیم !
9:شما میتونید در عراق از نوعی شبکه ی اینترنتی به نام فانوس استفاده کنید که فقط کافیه کارتش رو خریداری کنید ،کدش رو به تلفن ثابت منزل بدید تابه طور وایرلس با سرعتی بالا شما رو به اینترنت وصل کنه !
10:سقف خونه ی طرف داره میاد رو سرش ولی حتما حتما حتما روش یه ماهواره ی بزرگ +دستگاه جست وجو گرش رو میبینید !
11:ما یه عروسی هم رفتیم ! خیلی جالب بود ! چندبارهم پشت بلند گو اسم مارو صدا کردن و ازمون به خاطرشرکت تو مهمونیشون تشکرکردن ! خیلی کیف میداد .... همه از هم میپرسیدن این ایرانی ها کی هستن که هی اسمشون رو میگن .... منم از هر کی میشنیدم میگفتم مائیم !! :D
12:بزرگترین وشیک ترین مراکز خرید هم اونجاهست ! لباس های اصل ترک با قیمتی نصف قیمت ایران ! لباس های مارک دار که دیگه هیچ ! واقعا نسبت به ایران مفت بودن !
13:کرکوکی ها کافی بود بدونن ما ایرانی هستیم ! کلی تخفیف میدادن ! برعکس اینکه ما تا ببینیم یکی خارجیه تو ایران یا مال یه شهر دیگه اس تمام تلاشمون رو میکنیم که یه مو از بدنش بکنیم !
14:قیمت شیرینی تو کرکوک خیلی گران بود ... کیلویی چهارده هزاردینار !! حدود دوازده هزارتومان ما ! ولی شیرینی بودهاااااا !!
15:کباب ! آره کباب ! وای ... دوسال پیش اصلا تو کرکوک اسمی از کباب نبود ! همین کباب کوبیده ی خود ما ! ولی امسال خیلی زیاد بود ! چقدرم خوشمزه ! به قول ابجیم هنوز ایرانیها تو این کارشون سرک نکشیدن که نون خشک قاطی گوشت کبابشون کنن !
16:محصولاتACCونوکیا در عراق بیشتر از سایر مارکها مشتری داره !
17:علیرغم اینکه این همه تلوزیون ما میگه امریکایی ها بدهستن و... تمام مردم میگن ما ارامش وآسایش خودمون رو مدیون نیروهای امریکایی هستیم !
اونها میگن اگر دول سود جو در کشورداری ما دخالت نکنن کشور ما درست میشه !
18: در عراق ماشین ها شاسی بلند مخصوص افراد اعیان شهر هست !
فعلا همینها یادم میاد !
واما تشکر از سه نفر !
اول از همه از حاج علی...مردی که چندوقت پیش فقط یک روز مهمان ما بود ووقتی ما رفتیم کرکوک کلی ماروشرمنده کرد !رئیس بزرگترین شرکت نوسازی شهر کرکوک ... کسی که تمام سرمایه اش دراین چند وقت رو جمع کرده وتاچندوقت دیگه اولین شهربازی ده هکتاری در شهر کرکوک رو تاسیس میکنه !به شدت خوش قلب ومهربان !
کسی که میگفت وقتی در جوانی شروع به کارکردم پدرم بهم سه توصیه کرد ! اول اینکه نمازت رو بخون وبا خدا باش،دوم اینکه مشروب نخور،سوم اینکه قمار نکن ! طوری که حاج علی تمام موفقیتش رو مدیون این نصیحت پدرمیدونه !
یه خواهش !
یک سال ونیم میشه که یه عده سود جو پسر حاج علی روگروگان گرفتن وباپیشنهادهای هنگفت پولی هم او رو آزاد نکردن ! الانم این پسر دست نیروهای امریکایی هست !
تمام شب وروز حاجی وخانواده اش شده غصه خوردن ! بچه های برای ازادی این فرزند ... پسری که فرزندش رو ندیده دزدیده شده دعا کنید !
دوم سرهنگ تمام عقیل صرمد ...مردی که به فقط با یک بار دیدنش میخواهی سالیان سال باهاش حرف بزنی...به شدت متشخص و متواضع وساده وعاشق گز... وبه شدت راه انداز کار مردم!ایشون رئیس کل نیروی پلیس شهر کرکوک هستن !
ونفر سوم هم آقا یاشار !
مردی که در اولین نگاه به شدت خوش گذرون به نظر میرسه ولی دقیقا برعکس !
کسی که وقتی نشست تا ساعت چهارصبح از زندگیش گفت همه بیدار به پاش نشستن ! کسی که اول فقط یک جیگر فروش بود ! ولی حالا فقط حدود سی نفر محافظ شخصی خودش وخانواده اش هستن !
به قول ماها پولش از پارو بالامیره ،ولی در منطقه ی متوسط شهر سکونت داره وهیچ خدمتکاری هم نداره !!... ولی داستان زندگیشون خیلی جالبه !
آقایاشار راز موفقیتش رو فقط در نترسیدن میدونست...میگف من دویست وپنجاه هزار دلار بدهکار بودم ولی بازم شبها آرومتر از همه میخوابیدم چون میگفتم که من این پول رو باید پس بدم واونقدر کار میکردم که پس میدادم ! وهیچ چیزی هرچند بزرگ قدرت مقابله با خواسته ی من رو نداشت...میگفت من هرچیزی رو که بخواهم از آن خودم میدونم وشده تیکه پاره هم بشم بهش میرسم !
رئیس تنها شرکت حمل ونقل کرکوک ! که وقتی از ماموریت هاش تعریف میکرد فقط از تعجب دهن باز میموندی... مردی که من خیلی چیزها ازش یاد گرفتم !
پ.ن:از تمام دوستانی که این مدت جویای احوالم بودند ممنونم ! یه سری عکس برای این پست حاضرکرده بودم ولی تموم عکسها بادوربین رفت تهران ! :) کلی دلم تنگ همه شده بود ! کم کم به وب همه سر میزنم !
