بر درش برگ گلی میکوبم،رویه آن با قلم سبز بهار
مینویسم ای یار !
خانه ی دوستی ما اینجاست ...
تا که دیگر نپرسد سهراب ، خانه ی دوست کجاست .... !

پ.ن.۱: این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست ! جدی میگم !
پ.ن.۲:................................. خالی میذارم تا بیام تو برام پرش کن ... !

پ.ن.۱:این پست لبیک به حرکتی انسان دوستانه از جانب انسان ریخت عزیز است !
پ.ن.۲:بازم میگم : عقرب زلف کجت با قمر قرینه ... تا قمر در عقربه کارما چنینه !
تا به حال یه موش تو گلوت گیر کرده !
شایدم یه مار !
خیلی سخته !
هی چنگ میندازه...هی نیش میزنه...دربیاد ... !
حالت داره به هم میخوره !
راه نفست گرفته !
داری زار میزنی ! چنگ میزنی به دیوار... !میخواهی جیغ بزنی..ولی نمیتونی... !
دقیقا همین حس رو دارم !
میخواهم دست کنم واز حلقم درش بیارم !
ولی ... !
در آخرین لحظاتی که میخواهی اووق(اووغ- عووق-عووغ!!) بزنی هرچی توحلقته رو بالا بیاری یه هو بیخیال میشی ویه جا قورت میدی همه اش رو باهم ... یه هو یه چیزی نمیذاره بالا بیاری !
ترجیح میدی قورتش بدی ... !
با اینکه خوب میدونی میمری ... !
ولی مهم اینه که اون موش ومار وقتی میرن تو شکم من ،اول موشه دل وروده ی منو میخوره ! چاق وچله میشه ! بعدشم ماره موش رو میخوره ! بعدش من میمرم ! وقتی دهن باز میافتم زمین ماره از دهنم درمیاد ودر میره !
همین قدر وحشتناک وحشی هستم !
وشاید ... !

پ.ن.1: همیشه وقتی اسم خیانت میاد یاد خون میافتم ! هیچ وقت نتونستم خیانت وخون رو از هم جداکنم !!
نتیجه ی اخلاقی... ! درمنطق من خائن سزاش چیزی جز مرگ نیست !
پ.ن.2:دیشب با در باز تا صبح خونه تنها خوابیدم ! صبح اونقدر ترسیده بودم که تا ده دقیقه فقط دنبال نشونه میگشتم !
پ.ن.3: دارم به همه چی شک میکنم ! همه چی خیلی گرم ونرم داره عوض میشه ! دارم به شعور خودمم شک میکنم !
پ.ن.۴: د ِ آخه لا مذهب (به نظرمن لامصب بهتره) فقط میدونم من نیستم ! خرم نکن دیگه !!!
------> آق پویان (به قول سارا) به شدت خوشحال میشم اونی که قراره بهم گیر بده توباشی... !نترس ...گوشت همدیگه رو هم بخوریم استخون همو دور نمیندازیم ! تو بگو چه جور بنویسم !! تعارف نیست...دعوت رسمیه !
این پست تک به تک خطهاش مخاطب خاص داره لطفا اونهایی که باید به خودشون بگیرن !
پس شروع میکنم !
شرایط خاص من تویه شش ماه گذشته کاری کرد که زیر خیلی فشارها خورد بشم ! ولی نمیرم !
همیشه از اینکه خودم شاهد مرگ خودم باشم متنفر بودم !
این خورد شدن کمکم کرد تا خیلی به خودم کمک کنم !
باید پازلم جور میشد !
وقتی پی تیکه هام بودم به خیلی چیزهارسیدم !
راحت میگم !
خودم خوب خوب میدونم که پوستم کنده شد !
وبه هیچ وجه ... به هیچ کسی اجازه نخواهم داد ،حالا که تیکه هام رو جمع کردم با کوچکترین حماقتی بخواهد نگاه چپ به پازل من بندازه !
شاید از نظر خیلی ها بد باشه ...خیلی هم خوب...خیلی هم بی نظر !
ولی برام حرف اونهایی مهم خواهد بود که برام مهم باشن !
برای تویی که فقط مدتیه تورو میشناسم به حرمت دوستی ها احترام قائلم ،تویی که حس میکنی با سرک کشیدن تو کارها وزندگی من میتونی منو نردبان خودت کنی تا خودتو از باتلاق نجات بدی... برای تو هیچ ارزشی قائل نیستم !
توئی که شاید بزرگترین افتخارت بودن در زندگی من باشه ! میدونم الان میگی اوه اوه ! چه مغرور ... ولی اولش گفتم ! دیگه برای تو حرفهات هیچ ارزشی قائل نیستم !
خوب میدونی ! لیلا خوب خوب میمونه ! ولی خدا نکنه حس کنه کسی داره ازش سوی استفاده میکنه !
به راحتی بلعیدن یه موش صحرایی چاق وچله توسط یه مار کوچولو قورتت میدم واز زندگیم حذفت میکنم !
تا الان به همون حرمتی که تو هیچ وقت نگهش نداشتی بهت احترام گذاشتم !
من به آدمها ومشکلاتشون...زیر ودرشت...بزرگ وکوچیک حق میدم !
ولی هیچ وقت بین شیر وکفتار بودن ،کفتارروترجیح ندادم !
شیر باش !
خطر کن !
یه بارم تو بدو دنبال آهو !
نه عین کفتار منتظر بمونی تا یه شیرآهویی رو شکار کنه ،گوشتش رو بخوره ! تا بلکه بخشی از لاشه ی گندزده ی آفتاب خورده اش نصیب تو بشه !
اگرم میخواهی کفتارباشی...کفتاری باش که خودش بره شکار ! تا تروتازه ترین گوشتها نصیبش بشه !
همیشه از آدمهای بی عرضه و چه کنم چه کنم کن متنفر بودم !
از تو نیز هم !
کافیه از انسان بودن خودت خجالت بکشی !
کافیه از احترامی که خدا برای خلقت تو گذاشته خجالت بکشی !
کافیه به توانایی های هستی پی ببری !
تا شاید یک بار هم تو خطر کنی !
تو بشی طناب !
تا شاید یاد بگیری برای خودت زندگی کنی !
کسی رو به زور عاشق خودت نکنی !
خودت رو اینقدر خوب ودوست جلوه ندی !
میدونم !
شاید برای تو من دوست بدی باشم !
ولی مهم نیست !
حاضرم بدترین دوست امروز تو باشم !
چون همون قدر که امروز تو مهمه ! فردات هم مهمه !
ولی تو اینو نمیفهمی ! :)

سلام !
مثل هميشه ميخندم وميخندي...مثل هميشه ميگويم خوبي وخوبم !
مثل هميشه برايت حرف ميزنم ،حرف ميزني ...گوش ميدهي...گوش ميدهم!
اينبار فرق دارد !
اينباربرايت کلي حرف دارم !
خيلي بيشتر از هميشه !
اينبار براي توئي که حتي در عمق يک متر جانانه شنا ميکني حرف دارم !
اينبار براي توئي که زندگيت را وقف ديگران ميکني...براي همه ميشوي...براي تو که تيکه گاه امن ميشوي حرف دارم !
اينباربراي تو که بي ادعا تريني حرف دارم !
اينبار براي تو که دوستي هايت به وسعت دستهايت تنهايند حرف دارم !
اينبار با توئي که مرا با قصه ي ديدار يک پيرزن عاشق کردي حرف دارم !
ازتو که جانانه بودي...!
براي تو که صدايت برايم آرامش بخش ترين صداي دنياست !
ازتو که به تو بيشتر از چشمهايم اعتماد دارم !
به تو که شادي هايت بوي گيلاس ميداد و به خنکي لبخندهاي ليس زده ات بود !
براي تو مينويسم !
براي تو که سخت گيرترين معلم شدي و ترکه هايت عاشقانه تر پاهاي غفلت زده امان را بيدارکرد !
براي تو که هرشب قلبت به عشق تغيير ميتپيد !
براي تو که احساست حرمت دارد !
براي تو که پاک ترين دست وزبان شدي ... !
براي تو که به ازاي هرتلاش وسعي قلب هديه ميدهي...
براي توکه امروزپيش خدايت برنده ترينی !
سربلندترينی ...
قوي ترينی ...
يگانه ترينی ...
شريف ترينی ...
براي تو که با افتخار وبی مرز دوستت دارم !
مرا بابت تمام اشتباه هاي ريز ودرشتم ببخش ...!
وشعريکي از محبوب ترين آهنگ هايم تقديم به تو !
تو اون کوه بلندي که سرتاپاغروره ! کشيده سربه خورشيد ،غريب وبي عبوره
تو تنها تيکه گاهي،براي خستگي هام ! تو ميدوني چي ميگم تو گوش ميدي به حرفهام!
به چشم من...تو اون کوهي...پر غروري...بي نيازي...باشکوهي...طعم بارون ...بوي دريا...رنگ کوهي...
تو همون اوج غريب قله هايي...تو دلت فرياده امابي صدايي...!

پ.ن.۱:نامه ایی تقدیم به خاص ترین مخاطب دنیا ! پیش کشی ایست...نزد عظیم ترین !
پ.ن.۲:برای تمام لطف تو ممنونم...مرا برای اشتباهم ببخش...وباور کن که تو هنوز هم بهترینی...
پ.ن.۳:دوستت دارم ...
پ.ن.۴:میگذارم در پست بعد میگویم !
وحشت نکنید !! خودمم !! خود خود خودم !! همان لیلاوزینی معروف ومحبوب قلبها ! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با حسابهای ما ،الان باید اون ور آب، ور دل مامی جونمون نشسته بودیم و گل میگفتیم وگل میشنیدیم !
به حساب مملکت بی صاحب !! همون عراق خودمون !! امروز مرز خسروی بسته شد ،دوروز بعدشم مرز مریوان !!! وما و سه تا بلیطی که هی کنسل شد ، هی گرفته شد !
ماجرای این سفر ما هم شده عین برق مملکت خودمان ایران ! هی میره... هی میاد !! شایدم به سرنوشت مجید دچارشدیم !!
کماکان و فعلا ور دلتان میباشیم !! احیانا تا دوسه روز دیگر یا هفته ی بعد یا شایدم هیچ وقت !
فقط مرض داشتن که من هول هولکی انتخاب رشته کنم و اشک دوست های عزیزتر از جانم رو دربیارم !!
به جان این جک اگر جور نشه بریم میرم دست اونی که پاسپورت رو مهر زد ... میشکنم...نه خط خطی میکنم...نه .. !! گاز میگیرم !!
دونکته ی قابل توجه قبل سفر:
نکته ی اول:ابجیم با مامان بزرگم تلفنی صحبت میکردند ! ومیگفتند که بلیط کرمانشاه کنسل شده وباید برای سنندج بگیریم که نیست ! یعنی ظرفیت ندارد ! پاسخ مادر بزرگ بنده !!
خب بالام جان...برید فرودگاه ! به رئیسش بگید ما همش سه نفریم ،صدنفر نیستیم که ! همین وسط راهروی هواپیما میشنیم به خدا هیچ کاری هم با کسی نداریم !! ![]()
(در گوشی: وقتی داشتم از مامان بزرگم خداحافظی میکردم برم تهران بغلم کرد گریه کرد !![]()
![]()
گفت توبری من غروب ها بیام با کی حرف بزنم !! وبا اینکه هنوز بلد نیست شماره ی مغازه ی بابا بزرگم رو بگیره از وقتی راه اوفتادم دوبار به موبایل بنده با اون شماره های عجیب غریبش زنگ زد جالب اینه از وقتی مامان رفته مامان بزرگم منو زن ملانصرالدین صدا میزنه
!! ![]()
نوه ی شیرین به من میگن ها !! )
نکته ی دوم:
بازم هم مکالمه ی خواهرم اینبار با مادرم !
مامان: صدیقه اگه میشه امیر نیاد ! صدیقه: خب مامان نمیشه که ! باید یه مرد پیشمون باشه ! مامان: نه به خدا من برای اون نمیگم ،میترسم یه وقت یه چیزیش بشه تو راه خدایی نکرده ! صدیقه :واااااااا یعنی چی مامان خب هرچی هم بشه سر سه تا مون باهم میاد ! مامان:تو ولیلا هیچ .... ولی اگه اون یه چیزیش بشه چه خاکی بر سرم بریزم !! خواهرم .... مممممممممامممممممممان !! ......لیلا :
....امیر ![]()
![]()
!! باز هم امیر : خب مادر زنمه دیگه ...دوستم داره !! الهی فداش شم مامان جانو !! .... لیلا : ![]()
ای امیر پاچه خوار.... بازم لیلا: چاکریم امیر خان ![]()
![]()
یه هو عارف خوند:
یه دل میگه برم برم ... یه دلم میگه نرم نرم
طاقت نداره دلم دلم ... بی تو چه کنم !
پیش عشق ای زیبا زیبا ... خیلی کوچیکه دنیا دنیا
یاد توام هرجا جا ... ترکت نکنم !
آره شاید همین آهنگ سلطان قلبهای محبوب بود که حرف دلم رو زد !
دارم میرم !
نیستم ... ! حدودا ده روز !
میرم پیش مامان ... خاله ... یکشنبه !
شاید بعد از دوسال !
کرکوک ... ! عراق ! شهری به عظمت زادگاه پدر بودن !
اگر طلبیدن زیارت هم میرویم !
دلم برای همه تنگ میشه !
ولی باید رفت !
عاقبت باید گفت،که خداحافظ تو !
حلالم کنید !
سوغاتی... !!
رو چشمم !
نفت یا بمب ؟؟ !!
مراقب همدیگه باشید ...
واینکه:
اندیشیدن به پایان هرچیزی حضورش را تلخ میکند !بگذار پایان تورا غافل گیر کند ! درست مانند آغاز !
منم سعی میکنم به اینکه این همه ساعت ودقیقه بی تو باشم فکرنکنم ... !
وبه جای تموم حرفهام لبخند بزنم وسکوت کنم تا نگفته ام را تو بخوانی ... !
واینکه بلند بگم ...
دوستتون دارم ... دوستت دارم ...
تادرودی دیگر ... بدرود ...
بازداري توچشمام نگاه ميکني...بازدستهام رو گرفتي...باز اونقدر بهم نزديک شدي که صداي نفسهات وبوي موهات رو حس ميکنم...باز دستم رو مياري بالا،مياري جلوي صورتت...باز نگاهت رو از چشمام ميدزدي وبه دستهام خيره ميشي...باز يه نفس عميق ميکشي که حُرم نفست چشمام رو ببنده...بازمطمئن شدي که من چشمهام بسته است...باز آروم زير لب زمزمه ميکني... بازآروم دستم رو ميبوسي...باز آروم بهم ميگي دوستت دارم...بازياد اين ميافتم که تو سه ساله مردي...باز يادم مياد سه ساله ازشامپوي تو ميخرم ودرش رو بازميذارم تا عطرش اتاق روپرکنه...باز يادم ميادسه ساله دستام رو نگرفتي...بازيادم مياد سه ساله به جاي تو ،من به خودم گفتم دوستت دارم...!

پ.ن.۱:وای....فقط خدا میدونه چقدر دلم براش تنگ شده !
پ.ن.۲:از تمام تبریک هاتون ممنونم...ازتمام دوستهای غم ها وشادی هام !به خوشی همه تون جبران کنم ایشالله !
پ.ن.۳:تو از کدوم قصه ایی که خواستنت عادته نبودنت فاجعه بودنت امنیته ...تو از کدوم سرزمینی تو از کدوم هوایی...که از قبیله ی من یه آسمون جدایی...اهل هرجا که باشی...قاصد شکفتنی...تویه بهت ودغدغه ،ناجی قلب منی...پاکی آبیِ آب، نه خدایا شبنمی...قدر آغوش منی...نه زیادی نه کمی...منو باخودت ببر...ای تو تیکه گاه من...خوبه فصل تن تو ..با تو همسفرشدن !منو باخودت ببر...من حریص رفتنم...عاشق فتح افق...دشمن فتح شبم ! منو باخودت ببر..... تقدیم به تو که خودت خوب میدانی....!
پ.ن.۴:آهنگ هم صدا مدلی(Hamseda medly)...از گوگوش رو دیوانه وار دوست دارم ...ثانیه به ثانیه اش رو !شعر بالاهم ابتدای این آهنگ است !
پی نوشت:از تمام لطف وتبریک ها ممنونم ! به دلایلی خواستم پست قبل زودتر بره ! ![]()
کامپیوتر رو روشن کردم !
قبلم اینقدر محکم میزد که صدای طپشش رو میشنیدم !
دارم دنبال کارتم میگردم ! شماره ی دوطلبیم رو میخواهم !
توشناسنامه ام بود ولی اون روز که شناسنامه ها رو فرستادم واسه آبجیم واسه ویزا زدن از توش درآوردم !مخم هنکیده !یادم نمیاد کجا گذاشتم !
بلند جیغ میزنم !
لعنتی آشغال کجا گذاشتمت !
دستام میلرزه !
اوه !پیداش کردم !
میزنم !
www.sanjesh.org !
اطلاعات رو وارد میکنم !
کارنامه میاد !
با تموم استرسم آروم آروم میارم صفحه رو پائین !
قلبم دیگه درست تویه دهنمه !
چشمام دنبال اعدادن !
وباورم نمیشه !
دوباره صفحه رو میارم بالا !
از اول !
لیلا وزینی !
شماره شناسنامه !
سال تولد !
همه چیزهاش منم !
رتبه ی تجربی:1477
رتبه ی هنر:162 !!
دارم از تعجب شاخ درمیارم !
هنور تو بهت ام !
من !!
لیلا وزینی؟!!!
یه هو دیگه یخم آب ذوب میشه !
چنان دادی از سرخوشحالی میزنم که تهش گلوم میسوزه وسرفه میکنم وبلند بلند میخندم !
هنوز باورم نمیشه !
زنگ میزنم به چهارنفر !
هدیه،آبجیم،امیر،مامان ! به هرکدوم میگم باورشون نمیشه !
راستش خودمم باورم نمیشه !
میدونی !
تواین هاگیرواگیر این روزهای سخت زندگیم این بهترین هدیه ونتیجه ایی بود که خدا بهم داد !
ناگفته نماند ،این رتبه هایی که گفتم رتبه ی من در سهمیه است !
مهم اینه که چیزی که دوست دارم قبول میشم !
با این تفاوت که امسال ایران برام مرزی نداره !
در این خوشحالی ها زنگ زدن توهم خیلی سورپرایزم کرد !
تا دیدم موبایلم زنگ خورد هی شماره روخوندم !هی گفتم خدایا این کیه !
تا جواب دادم دیدم توئی از خوشحالی پردرآوردم !
از صدات فقط شادی میبارید !
خوشحالم که هرچند دقایقی تونستم بخوندونمت !
عاشقتم دیونه !! عاشق اون از خنده ریسه رفتن هات !!
واینکه خدارو شکر !
خدا روبابت همه چیز شکر ! ...جالب این اعداد هستن ! سال اول رتبه ام شده بود ۱۲۸۸ !!!
خیلی ها منتظر بودن که امسال ببینن لیلا وزینی چه جور میخوره زمین !
خوشحالم که خدا خودش همه چیو دستش گرفت !
یه خبر خوشحال کننده ی دیگه هم هست !
اونم اینکه اولین نتیجه ی خاندان وزینی دوروز پیش به دنیا آمد !
یه پسر کاکل زری به اسم حسین !
جالب این بود که نوه ی سوم صاحب این افتخار شد !!! قابل توجه آبجی خانوم بنده !!!
پ.ن:از همه ی دوستانی که این روزها نگران بودن واس ام اسی وکامنتی منو چک میکردم ممنونم !ایشالله به خوشی تک تک تون جبران کنم !
دوستتون دارم !
هیچ چی نیست ! یعنی هیچ چی پیدا نمیکنم !
غرور وعاطفه ام اینقدر محکم به دیوار خوردن که...!
ومنی که احساس خر بودن میکنه !
شاید بسه اینقدر انرژی دادن ! انرژی هام ته کشید !
شاید بسه بی دلیل محبت کردن !
یه طرفه ! تنها !
دستم رو شستم ! همین امروز...ازهمه چی !
برام مهم نیست چقدر تنهام میکنه این تصمیم !
چه فایده داره وقتی دورت شلوغ باشه ،همه به به و چه چه کنن ! ولی وقتی کالبد شکافی میکنی میبینی خالیه ! خالی خالی خالی !! وخلائی که تورو از روز مبادابترسونه !
شاید دوستی راست میگفت:گاهی آدمها رو اونقدردررویا وواقعیت های زندگی مون بزرگ میکنیم که تموم جریان زندگی ما میافته دستشون !
وشاید دوستی دیگر راست تر میگفت که:همیشه به کسی فکرکن که تورو دوست داره !نه کسی که دوستش داری !
شادمهر راست میگه ! سبب منم که میشکنم !
دیگه تو این همه هاگیرواگیر زندگی،تو این همه واقعیتی که عین یه جغد رویه تموم رویاهام لونه کردن ، نمیدونم این وسط من چه میخواهم از عشق وعاشقی !
گاهی با خودم میگم تموم این ها حقته !!!!

پ.ن.۱:نگران نشید ! هیچ چیم نیست ! درنهایت صحت عقلی دارم برای زندگیم تصمیم میگیرم !
پ.ن.۲:آهنگ Show Me The Meaning of Being Long از گروه backstreet boys !
چین دوم:حس میکنم گره ها یکی یکی داره باز میشه ! یه شیر پاک خورده بعد مدتها داره کمک میکنه !
چین سوم:بابا مسلمون،وقتی داری میری یه جای عمومی لطف کن تو این تابستون لعنتی یه دوش بگیر! شدی گربه ،آب گریزی ... لطف کن حداقل یه اسپری ،ادکلنی چیزی به خودت بزن !
چین چهارم :امروز یه هو یاد این حرفت اوفتادم ! وقتی رفتی ودلت برام تنگ شد ،دستت رو بذار رویه قلبت ... وقتی نبضت رو حس کردی ،همون موقع هم قلب من میتپه ! فکرنمیکنی اینجوری همیشه به یاد همدیگه ایم ... !
چین پنجم: مرتیکه ی خر ! تو اگه ادعات گوش فلک رو کر کرده ،خودم میرم برای فلک سمعک میخرم ! ولی نمیذارم یه عقده ایی مثل تو این همه آدم رو سکه ی یه پول کنه ! اینو از ته قلبم بهت میگم ،حرفهایی که تو میزنی رو اگه تو گوش یه خر بخونی ،عرعر کردن یادش میره ! بعد تو میخواهی من نطقم کور نشه ! یادت نره ... تو فقط یه تندیس کثیف ادعایی ! برای لرزیدنت ،ترسیدنت... همه کاری میکنم ! تو سنگ دل بودن ورحم نکردن رو بهم یاد دادی !
چین چینی:سی وسه روزمیشه که مامانت نیست ! یه جورایی رسما هیچ فرددیگه ایی هم نباشه !نه که نباشن ها !هستن !فردی که بشه اسمش رو گذاشت که باهاش زندگی کنم وتو کارهام کمکم کنه ،نباشه ! توباشی وکلی کارهای عقب اوفتاده ی خونه وزندگی ! چهارتا کنکورداشته باشی ،بازم تنهایی ! تنهایی خونه تکونی کنی ،اونم خونه ایی که به اندازه ی موهای سرت ریزه کاری داره !! خیلی نامرده هرکی شاکی شه که لیلا وزینی بی معرفت شده ! هرکسی هنوزم شاکیه من حاضرم در نهایت ورضایت قلبی جام رو فقط دوروز باهاش عوض کنم ! رویام اینکه زودتر ازساعت دو شب بخوابم ،وصبحها تا ده ویازده بخوابم !بویه غذا تو خونه مستم کنه !یکی هی نازمو بکشه !بیخیال.... !غرض فقط این بود که نگید بی مرام وبی معرفت وکلا بی ... شدیم !آقا به هیش کی برنخوره ها ! کلی گفتم !
چین واچین:نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم !
نکنه هرگز ندونی که تورو من میپرستم !
نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاهتو!
نکنه هرگز نخونم شعر غمگین چشاتو !

