فکرمیکنم سیب آدم است
سیب راهمه پوست میکنند
نصف میکنند،گازمیزنند
فکرهای من نیستندعجیب
غصه میخورم من برای سیب
زود میشودسیب شان تمام
یک نفرنگفت،سیب جان سلام ناصرکشاورز

وقتی کیبوردت فارسی ندارو تو بلدنیستی فارسی تایپ کنی!(عکس روسیو،وروش زوم کنید تابهترببینید)
اين روزهاخسته شدم ازبس هرهشت ساعت يکبارمجبوربه خوردن شربت وقرص وکپسول ميشدم،وشرمنده ي دو امپولي شدم که دکتر نوشت و....يک جورايي فقط نوشته ماند.
اين روزهاغصه خوردم وقتي طاهره خانوم نوزادش راخانه ي ما نمياورد وميگفت ميترسم سرمابخوره.
دلم شکست وقتي روزعيدبه جاي عيدديدني وروبوسي فقط نظاره گرخلق الله بودم وانگارمردم وقتي مرا ميديدند يادخواب پريشان چندشب پيشان ميافتادندودرميرفتند،مثل برق.
اين روزها خيلي ناراحت شدم وقتي دراين هواي زيباي پائيزي خانه نشين ويک جورايي پتونشين بودم.
اين روزها گويي کمي بي حوصله هم بودم .
پي نوشت:روزها چه تندميگذرنداي رفيق،يادمان نرودديروزوامروزوفردايمان را،يادمان نروددل هايي که شکستيم وشکستند،يادمان نرودکه ما نيزهمين چندروززنده ايم وزندگي ميکنيم.يادمان نرودزندگي کنیم!
عکس اول:اين عکس قابل توجي ايست که ساختارفوق العاده پيچيده ولي درعين حال ساده ي يک جلبک دريايي رو نشون ميده،که توسط يک زيست شناي ايرلندي نمايش داده شده.

عکس دوم :
شايد دوست داشته باشيد دراولين نگاه بگيد که اين يک حشره يا صورت حيوان است ولي بايد بگم نه،اصلا اينطورنيست.اين در حقيقت يک تصويرترکيبي است که نشون ميده حساسيت حس بويايي رو،واين رنگها انواع بوهاوالرژن ها هستند که به سمت بيني ما هدايت ميشوند.اين عکس رو يک خانم هنک گنگي گرفته اند.

عکس سوم:
فلزي با همنواختي تراشه که انبارومدرجش کرده اند.اين عکس دردانشگاه هاروارد توسط آقاي جرج گرفته شده.با جفت شدن اين ساخته وتزريق لحيم ذوب شده درکانال سيليکون کوچک وقتي لحيم خنک شد،يک ساختار حساس فلزي که به قدرکافي براي گره زدن منعطف است درحالي که هنوز هادي جريان الکتريسيته است توليد ميشود.

عکس چهارم:
اين عکس توسط انيميشن نشون ميده که نيکوتين چگونه روي مغزماروي بخش احساس لذت بردن تا ثيرميذاره.اين انيميشن توسط Donna DeSmetو Jason Guerrero گرفته شده.(متاسفانه نتونستم انیمیشن رو برای نمایش بذارم)

وعکس پنجم:
ميفهميم بعضي وقتها چگونه هندسه ميتونه تغييربده چيزهاي رو که دسترسي به اونها سخت ومشکله به يک دورنماي کوچک وساده.اين عکس توسط Douglas N. Arnold و Jonathan Rogness گرفته شده.
دراين حالت مسائل سخت وپیچیده ی ریاضی به طورباورنکردنی آسان وقابل حل میشه.

شنیدم که دوباره داردراه میافتد بحث داغ داغ چندهمسری!!!
میشنویم که دولت آنرا رهبری میکند وهزارویک دلیل دارد برای اسلامی،دینی،شرعی،قانونی جلوه دادنش ونهصدونودشش دلیل دیگربرای ازسرگیریش.
نمیدانم مرداینقدرارزشمنداست یا زن اینقدرحقیر،مرداینقدرهوس بازاست یازن اینقدررایگان!!
آیاراه حل کم کردن کودکان حرامزاده واقعا همین است؟
آیااین هم همان شعارآزادی است که فقط ظاهرش زیباست؟
آیافرهنگ اصیل اصیل مان که ازدواج برایش یک فرهنگ بود تبدیل شد به فيزيولوژيك فرهنگی؟
این هم قانون جدیددیگر.............بنزین راسهمیه بندی میکنیم چون ارزشمند است.......چندهمسری راترویج دهیم چون ارزش زن بیش ازاین نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
متاسفم ......متاسفم برای علمای دینم.متاسفم برای قانونگذارکشورم.......متاسفم.
توي ماه رمضون خيلي از ماهاکه ده يازده ماهي حتي نميدونستيم اذان صبح ساعت چنده،حرفه ايي شديم وخوب خوب ميدونيم اذان صبح ساعت چنده؛نه ........نه واسه اينکه نمازمون رو اول وقت بخونيم ،به اين خاطرکه ميدونيم فقط تا اون لحظه ميتونيم بخوريم.
توي ماه رمضون خيلي ازماهاکه نميدونستيم اذان مغرب چه ساعتيه،دقيقا ميدونيم که چه ساعتيه ،بازم نه به خاطراول وقت خوندن نماز،بلکه به خاطراينکه ميتونيم ازاون لحظه شروع کنيم به خوردن .
توي ماه رمضون خيلي ازماها که هرجايي ميرفتيم،هرچيزي رو ميديديم،خلاصه هرکاري ميکرديم،قلاف ميکنيم هرچي خلافه،نه به خاطراينکه ثواب روزه مون بيشتربشه!!چون حوصله ي گرفتن روزه ي قضا وحتي شايد کفاره دادن رو نداريم.
درطي سال هرکس ميخواست دعوتمون کنه براي شامي ،نهاري ،باهزارتا عذروبهونه قرارروکنسل ميکرديم وميگفتيم ببخشيد،ولي........ولي توي ماه رمضون چون ميدونيم هرجا بريم بخوربخوره حسابي درعرض سيم ثانيه به دعوت طرف پاسخ مثبت از ته قلبمون ميداديم وميرفتيم که دلي رو از عزادربياريم.
توي ماه رمضون هرجاميرفتيم افطار،تااذان رو گفتن براي اينکه بگيم آره ما روزه دار واقعي هستيم به صاحب خونه ميگفتيم ببخشيد ميشه سجاده بديدمن نمازم رو بخونم؟ووقتي صاحب خونه ميگفت بفرمائيد اول افطار،ازصبح روزه بوديد،جواب ميديم که نه من هميشه اول نمازم رو ميخونم ولي تو دلمون نميشه چشمک زولبيا بامه ي توسفره که فقط يه ديسه وشايد تا تمام شدن نمارمون، ملت تهش رو دربيارن ناديد گرفت.تازه وقتي هم افطارکرديم جلدي به صاحب خانه ميگيم ميشه قرآنتون رو بياريدمن جزامروزم روبخونم؟!وبازصاحب خونه ميگه خوش به سعادتتون شما از اولش قرآن خونديدبا سري بالاوسينه ايي سپروبادي درگلوميگيم بله ،اگرخدا قبول کنه.بعدم قرآن رو ميگيرم ونگاه ميکنيم ولي تموم حواسمون به فيلمه که بالاخره پدرزنه ميفهمه داماداش کلاهش رو برداشته يانه؟
خلاصه اين ماه رمضان فرصت بسيارخوبي براي اينه که خودي نشون بديم براي انسانها.
کاش ميشد توي ماه رمضون فقط يه روز،فقط يه روزروزه دارواقعي ميبوديم.
سلام.تویه ایسنا یه خبرشبیه خبرخونه ی دکتر حسابی خوندم،ازاین قرارکه :آتش درکاخ آپاداناتخت جمشید!!!
وکل خبر:
آتشسوزي در پاي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) و در بخش جنوب غربي كاخ آپادانا، سبب دودزدگي و پوستهپوسته شدن سنگهاي اين بخش از تخت جمشيد (پارسه) شد.
يك كارشناس ميراث فرهنگي در گفتوگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي اين اتفاق توضيح داد: بهنظر ميرسد، اين آتشسوزي چند روز پيش اتفاق افتاده باشد، زيرا شاهدان عيني از تازگي آتشسوزي در عصر روز يكشنبه (اول مهرماه) خبر دادهاند.
وي تاكيد كرد: بهطور كلي زدودن علفها در حاشيهي تختگاه تخت جمشيد (پارسه) و بناهاي وابسته به آن، هر سال در چند نوبت بايد انجام شود تا موجب بروز چنين حوادثي نشود.
او با بيان اينكه آنچه در اينجا مطرح ميشود، اين است كه چرا پيش از اين، در اينباره چارهاي انديشيده نشده است، گفت: در بناهاي سطح تختگاه نيز علفهايي كه خشك شدهاند و قابليت آتش گرفتن دارند، ديده ميشوند، با اين وجود هنوز دليل اصلي آتشسوزي در كاخ آپادانا مشخص نيست.
..............................................................................................
نتیجه اخلاقی استنباطی نویسنده:
1:مسئول محترم درحال پیداکردم سایرابنیه تاریخی درهمان اطراف بودن؟
2:مسئول محترم درحال گذراندن جدیدترین دوره ی حفظ ابنیه ی تاریخی درخارج ازکشوربودن؟
3:استراتژی مسئول محترم این بوده که تخت جمشید کمپلت خراب بشه تا یکی جدیدترش رو با سرامیک وام دی اف بسازن
4:مسئول محترم از کاوش برگشته وخسته بوده بنده خدا وخوابشون برده بنده خدا
5:حتما دراون شرایط تخت جمشید بهشون زنگ زدن که داداش بیا که سوخت ولی اون بنده خدا از این همراه اولها داشته وخب آنتن نمیداده.
6:شاید اون مسئول محترم کارت سوختش ته کشیده بوده ونتونسته خودش رو به موقع برسونه؟
7:یکی نیست به من بگه تواین مملکت مسئول بی مسئولیت زیاد داریم
8:بابا وبلاگت رو هکیدن چرا عقده ات رو سر مسئول بنده خدا خالی میکنی بی تربیت؟!
ریتون ها جام هایی هستند که از شاخ درست می شده اند.ریتون ها تنها در مراسم آئینی خاص مورد استفاده قرارمی گرفتند و معمولا" شکل سر یک حیوان هستند.سر بز یکی از فرم های محبوب در فرم ریتون ها بوده است.
ریتون یعنی ظرف یا جامی که به شکل یک حیوان قوی بوده است و عقیده بر این بوده که نوشیدن از این جام باعث می شود تا قدرت آن حیوان به انسان انتقال یابد . هر کس از این ظرف بنوشد، قدرت آن حیوان که نمادش در ظرف به کار رفته، به بدن آن فرد منتقل میشود.این عقیدهای بود که در قدیم مرسوم بود. ریتونها ظروف مخصوص نوشیدن پادشاهان و بزرگان ایران باستان بودند که در ساخت آن از شکل حیوانات استفاده ميشد.
این ظرفها که بسیار استادانه ساخته شدهاند معمولا از طلا و نقره درست ميشدند. اين ریتون نقرهای كه تصويرش را ميبينيد درغار اعجابانگیز کلماکره در خرمآباد پيدا شده و در موزة فلکالافلاک نگهداری میشود.
تاجایی که خودم تحقیق کردم متوجه شدم ازریتون هابه عنوان وسیله ای برای روشنایی مورد استفاده قرار می گرفته و از خود شاخ درست شده و دارای نقوش حیوانی بوده،همیچنین ظروفی بدون پایه بودنندتادرنشون دادن قدرت شاه بیشترجلوه کنند.
براتون چندتاازعکسهای این ریتون هارامیذارم.



پسر:بابا،بابا.....بابا به خدا فقط چندروزمونده به مدارس بریم خرید،بابا به خدا هیچ چی ندارم حتی شلوار!
پدر:بازم خالی بست پدرسوخته،خودم برات شب عید شلوارخریدم.
پسر:بابااون کهنه شده ،ازمد اوفتاده!
پدر:بدو .........بدو بروببینم،تو یه وجب وده سانت جوجه مد،پود میکنی برای من؟
پسر:بابا..........![]()
پدر:باباوکوفت،تا عید همون شلوارت رومیپوشی عید برات یه دونه خوبش رومیخرم.
پسر:بابا......خودت از عید تا همین امروزسه تا شلوارخریدی ،بعدبه من میگی نمیخرم ؟
پدر:بد بختی نیست،توآمارشلواربابات روهم داری؟یادش به خیر زمونی که شب عید به شب عید برامون لباس میخریدن،اونم دست دوم حاج ابراهیم وپسراش بود .
پسر:مامان.........مامان بیا ببین این شوهرت چی میگه؟
پدر:حالاشدم شوهرمامانت؟بازم میایی وبگی دوستهام دم درن داره آبروم میره بهم پول بده اون وقت عین قورباغه باید بالاپائین بپری تا بلکه نگاهت کنم،تازه اگرم نگاه کنم شوهرمامانتم ،بابای تو که نیستم.![]()
مادر:چه خبره دوباره مثل سگ وگربه اوفتادید به جون هم؟
پدر:به به ماروباش .......من گفتم مامانت بیاد ادبت میکنه؟الکی خودمون روبستنی دعوت کردیم،حالا من سگم یا گربه؟
مادر:بابا روزی بیشترازصدباربه هم میپرید بعدشم میگید من مقصرم،اصلا جونتون دربیاید.به من چه؟عین شیرین عقلها هردفعه باهم دعواتون میشه بعد میگید مامان.....مامان وچرخ گوشت،مامان واجاق گاز(به دلیل عمومی بودن وبلاگ فیلترشدوناسزاهای جدیدجایگزین شدند
.)
پسر:بابا،توروخدا چندروزدیگه اول مهره ؟بابادریاب............خوبه همین یه دونه قندونبات روداریدها؟
پدر:خب ،گل گلیم کردی برولباست روبپوش،به مامانتم بگوبیاد.
...................................................................................
پسر:بابا با ماشین خودمون بریم؟
پدر:نه خیر،ماشین سهمیه بندی شده من نمیتونم پس فردا پیاده برم سرکار.بنزینم تموم بشه تومیخواهی منو کول کنی؟یا میخواهی نفت بخوری،بنزین......![]()
![]()
...................................................................................
مادر: پسردفتردستک چندتا میخواهی؟
پسر:تا آخرسال چهار تا صدبرگ،چهارتا شصت برگ ،وشیش تا چهل برگ بسه برام.
مادر:خب آقا ده تا صدبرگ،پونزده شص برگ ،بیست تا هم چهل برگ بدید ،لطفا.
پدر:اوووووه ،چه خبره میخواهی کمیته امداد راه بندازی؟
مادر:همینه،همین مدل فکرکردن توهستش که من هنوزمستاجرم ومریم دخترخاله ام توی خونه ی خودشه.
پدر:چه ربطی داره؟باید منم خودمو وسط خیابون آتیش بزنم؟
مادر:به دو دلیل!
پدر:به به پس دلیلم دارید.بفرما ایکی یوسان.
مادر:اول اینکه مملکت حساب کتاب نداره شاید ازفردا دفترقلم بچه ها رومثل بنزین لگنت سهمیه بندی کردن،دلیل دومش هم اینه که دیروزتوی تلویزیون میگفت میخواهم صفراسکناس ها روبردارن،میدونی اون وقت هزارتومن میشه یه تومن ،یه تومن میدی نون میخری.......فکرش روبکن دفتروکتاب چه خاکی برسرشون میشه؟حالافهمیدی تاکیشی!
پدر:میگم هرروزصدنفربه من میگن این زن چیه،بروطلاقش بده،ولی من میگم نه دوستش دارم،اصلا خانوم شما همه کاره ی این مملکتی،هرچی توبگی،بخر.....اصلا آقاازهرکدوم سی تا بده.
پسر:بابا...........تو دیگه چرا؟
پدر:توحرف نزن توهنوزهیچ چی نمیفهمی!
پسر:آخه بابااین دفترها تاسال بعدازمدمیافتن!
مادر:مدچی؟نه مد چی؟تو بابات مدمیزنه،یاننه ات؟خوبه والله زبون درآورده برام چغندر.اصلا کی نظرتوروپرسید؟
پسر:من اصلا مدرسه نمیرم![]()
پدر:به جهنم سیاه،نرو.چه بهتر،نرو که بری عملگی ،اون وقت ببینم مدعمله هاچیه؟
مادر:مرد ولش کن بخربریم دیرشد.

